ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
171
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
2 . فراشها بيشتر كار مربوط به فرشها و چادرها را انجام مىدهند ؛ زمين را هموار مىكنند ، چادرها را بر پاى مىدارند و هيزم مىآورند . 3 . غلامها معمولا فرمانهاى مربوط به ولايات را به عهده دارند ؛ مسلحند تا در صورتى كه مورد حمله قرار گرفتند بتوانند مقاومت كنند . 4 . آشپزها غذا را مىپزند و چون هنرمند به حساب مىآيند با آنها رفتارى بسيار خوب دارند و نسبت به آنها گذشت مىكنند . وظيفهء سرآشپز فقط نظارت در كار آشپزها و تكميل غذا در لحظات آخر است ، درحالىكه « آشپز شاگرد » ها تمام كارهاى مشكل را متقبل هستند . 5 . قهوهچى مسؤول تهيه چاى ، قهوه و قليان است . در سفرها وى بر قاطر مىنشيند و جلو خود براى ارباب خورجينى پر از تنقلات دارد . در يك طرف او منقلى پر از آتش سرخ و در طرف ديگرش مشك آبى ( قبل منقل ) آويخته است . به صورتى كه وى در هر لحظه مىتواند قليان را آماده سازد . 6 . ميرآخور نظارت بر اصطبل را به عهده دارد . به هنگام سوارى به ارباب كمك مىكند كه سوار و پياده شود و درحالىكه پارچهء رنگارنگ چهل تكهاى را كه « زينپوش » نام دارد بر شانه افكنده بلافاصله در پيشاپيش اسب حركت مىكند . خريد يا فروش اسبها فقط با وساطت او انجام مىپذيرد ؛ هرگاه وى را ناديده بگيرند مىداند كه چگونه معامله را برهم زند يا طورى عمل كند كه آن داد و ستد سرانجام به ضرر ارباب تمام شود . مهترها كه رسيدگى به دو رأس اسب را به عهده دارند زير نظر وى انجام وظيفه مىكنند . 7 . غلام بچهها معمولا پسربچههائى هستند خوشاندام كه بين اندرون و بيرونى رابطه برقرار مىكنند و اغلب شايعات نامطلوبى دربارهء آنها در افواه است . اينان نيز لباسهاى گرانقيمتى دريافت مىكنند . 8 . قاپچى اغلب مردى سالخورده است كه با نگاههاى سرشار از سوءظن راههائى را كه به اندرون منتهى مىشود زير نظر مستمر دارد . 9 . قراولها را اغلب به بزرگان و اعاظم افواج مىدهند كه براى افزونى تشخص ارباب با چماقهائى كه بالا گرفته شده جلو اسب وى گام برمىدارند . گمان مىرود ديگر لازم به يادآورى نباشد كه نوكرها غلام و زرخريد نيستند و هر لحظه ميل كنند مىتوانند خانهء ارباب را ترك گويند . اما چون روىهمرفته با آنها رفتارى مؤدبانه و انسانى مىشود معمولا فقط در اوضاع و احوالى استثنائى ممكن است ارباب خود را تغيير دهند . اغلب نوكرها طى نسلها در خانوادهاى معين مىمانند . هركس ديگر به خوبى مىتواند پيشبينى كند كه اين رسم داشتن نوكران متعدد چه زيانها و عواقب نامطلوبى در پى دارد . اين رسم باعث خانهخرابى بسيارى از خانوادهها شده و از طرف ديگر در اين كشور كمجمعيت بهترين نيروى فعال را از صحنهء كار خارج كرده است . بسيارى از ايرانيان اين وضع نامساعد را مىبينند و احساس مىكنند ؛ مىخواهند كه خود را از شر اين قيد آسوده سازند ولى هيچكدام آن همت را ندارند كه قدم پيش بگذارند